معنی ۱neutral · 95%
شخصی که موضوعی را با دقت بررسی میکند تا اطلاعات جدیدی کشف کند
مثالهای طبیعی
She works as a researcher in education.
او بهعنوان پژوهشگر در حوزهٔ آموزش کار میکند.
The researcher collected data from fifty people.
پژوهشگر از پنجاه نفر داده جمعآوری کرد.
Researchers shared their results at the conference.
پژوهشگران نتایجشان را در کنفرانس ارائه کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ پیش از researcher اغلب حوزهٔ تخصص یا محیط کار را مشخص میکند، مانند medical یا university.

