معنی ۱neutral · 90%
رزروی که باعث میشود اتاق، میز، صندلی یا بلیت برای شخصی از قبل نگه داشته شود
مثالهای طبیعی
I made a reservation for eight o'clock.
برای ساعت هشت رزرو کردم.
The hotel cannot find our reservation.
هتل نمیتواند رزرو ما را پیدا کند.
We confirmed all our reservations before leaving.
پیش از حرکت همهٔ رزروهایمان را تأیید کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Reservation` بهویژه دربارهٔ رستوران، هتل، سفر و رویدادها رایج است.
ترکیبهای رایج
— از قبل یک مکان یا خدمت را رزرو کردن

