مقداری از چیزی که برای استفاده در زمان نیاز کنار گذاشته شده است.
مثالهای طبیعی
We keep a reserve for unexpected repairs.
ما برای تعمیرات پیشبینینشده مبلغی ذخیره نگه میداریم.
The country has large reserves of natural gas.
این کشور ذخایر بزرگی از گاز طبیعی دارد.
Emergency reserves could support families for a week.
ذخایر اضطراری میتوانند یک هفته از خانوادهها پشتیبانی کنند.
نکتهٔ کاربردی
یک reserve مقداری کنارگذاشتهشده است؛ جمع reserves برای ذخایر مواد و منابع رایج است.
