مقدار کمی ماده که پس از یک فرایند، استفاده یا حذف باقی میماند
مثالهای طبیعی
The detergent left a sticky residue on the glass.
مواد شوینده یک باقیماندهٔ چسبناک روی شیشه به جا گذاشت.
Researchers detected chemical residues in the soil samples.
پژوهشگران بقایای شیمیایی را در نمونههای خاک شناسایی کردند.
Rinse the container to remove any residue of oil.
ظرف را آبکشی کنید تا هرگونه باقیماندهٔ روغن پاک شود.
نکتهٔ کاربردی
`residue` اغلب به آثار فیزیکیای اشاره دارد که پس از تبخیر، پاکسازی، سوختن، پردازش یا تماس باقی میمانند.
