resign
C2اسم/US /rɪzˈaɪn/ rĭz-ĪN; UK /rɪzˈaɪn/ rĭz-ĪN/
استعفا دادن، استعفا کردن، مستعفی شدن
JadoLearn Dictionary
معنی resign به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استعفا دادن، استعفا کردن، مستعفی شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تسلیم شدن، تسلیم
تسلیم داشتن، گردن نهادن، تسلیم کردن
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
چشم پوشی، چشم پوشی شدن
ول کردن، ترک دادن، متارکه
رها کردن؛ ترک کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.