توانایی بازیابیِ خود یا سازگار شدن با شرایط پس از دشواری، ضربه یا تغییر بزرگ.
مثالهای طبیعی
She showed remarkable resilience after losing her job.
او پس از از دست دادن شغلش تابآوریِ چشمگیری نشان داد.
The flood tested the town’s resilience.
سیل تابآوریِ شهر را به آزمون گذاشت.
Diversified suppliers can improve a company’s resilience.
متنوع کردن تأمینکنندگان میتواند تابآوریِ یک شرکت را افزایش دهد.
نکتهٔ کاربردی
تابآوری به معنای نداشتن ناراحتی نیست؛ به سازگاری و حفظ عملکرد با وجود سختیها مربوط است.
