دارای توان بازیابی و سازگار شدن پس از مشکل، فشار یا تغییر.
مثالهای طبیعی
The squad remained resilient despite three consecutive losses.
تیم با وجود سه شکست پیاپی همچنان تابآور باقی ماند.
A more resilient network needs backup connections.
یک شبکهٔ تابآورتر به اتصالهای پشتیبان نیاز دارد.
Local volunteers helped residents become resilient after the storm.
داوطلبان محلی به ساکنان کمک کردند پس از توفان توان سازگاری و بازیابی خود را افزایش دهند.
نکتهٔ کاربردی
resilient یعنی قابلیت بازیابی پس از تأثیر گرفتن از دشواری؛ نه اینکه چیزی اصلاً تحت تأثیر قرار نگیرد.
