resist
C2اسم/US /rɪzˈɪst/ rĭz-ĬST; UK /rɪzˈɪst/ rĭz-ĬST/
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت بخرج دادن
JadoLearn Dictionary
معنی resist به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت بخرج دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
معترض شدن، مصاف دادن، مخالفت کردن
موخر، عقبی، مانع شدن
اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن، کارثکنی کردن
خنثی کردن، خنثی نمودن
چک، خد
عقیم گذاردن
بینتیجه کردن، بور کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.