در برابر شخص یا چیزی ایستادگی کردن و تسلیم نشدن
مثالهای طبیعی
Residents resisted the plan to close the library.
ساکنان با طرح تعطیلی کتابخانه مخالفت کردند.
The protesters resisted despite repeated threats.
معترضان با وجود تهدیدهای مکرر مقاومت کردند.
Some employees resist changes to familiar routines.
بعضی کارکنان در برابر تغییر رویههای آشنا مقاومت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی مفعول معلوم است، resist میتواند تنها بیاید: They continued to resist. اما با مفعول میگوییم resist a proposal، نه resist against a proposal.
