کیفیتِ ژرف، پُر و ماندگارِ صدا که بر اثر ادامه یافتن یا تقویت ارتعاش پدید میآید.
مثالهای طبیعی
The singer’s voice had remarkable resonance.
صدای خواننده طنین چشمگیری داشت.
Wooden walls added warmth and resonance to the music.
دیوارهای چوبی گرما و طنین بیشتری به موسیقی میدادند.
The room’s resonance made low notes linger.
طنین اتاق باعث میشد نتهای بم مدت بیشتری در فضا باقی بمانند.
نکتهٔ کاربردی
resonance به ارتعاش و ماندگاری صدا مربوط است، نه صرفاً بلند بودن حجم آن.
