معنی ۱neutral · 90%
تحسین شخصی بهدلیل ویژگیها، دستاوردها یا رفتارش
مثالهای طبیعی
She has great respect for her manager.
او احترام زیادی برای مدیرش قائل است.
The player earned everyone's respect.
بازیکن احترام همه را به دست آورد.
His honesty gained him considerable respect.
صداقت او احترام زیادی برایش به همراه آورد.
نکتهٔ کاربردی
از `respect for + person/quality/achievement` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— احترام و تحسین نسبت به کسی

