به همان ترتیبی که اشخاص یا چیزها پیشتر ذکر شدهاند، بهطوری که هر مورد با مورد متناظر خود جفت شود
مثالهای طبیعی
Mina and Leo scored 82 and 91, respectively.
مینا و لئو بهترتیب امتیازهای ۸۲ و ۹۱ گرفتند.
Sales rose by 4% and 7%, respectively.
فروش بهترتیب ۴ و ۷ درصد افزایش یافت.
The talks occur Tuesday and Thursday, respectively.
مذاکرات بهترتیب سهشنبه و پنجشنبه برگزار میشوند.
نکتهٔ کاربردی
`respectively` از تکرار اینکه هر نتیجه متعلق به کدام شخص یا چیز است جلوگیری میکند؛ ترتیب هر دو فهرست باید روشن و مطابق باشد.
