معنی ۱neutral · 88%
فرایندی که طی آن انسان یا جانور هوا را به درون ششها میکشد و بیرون میدهد.
مثالهای طبیعی
The nurse checked his respiration after the accident.
پرستار پس از حادثه وضعیت تنفس او را بررسی کرد.
Slow breathing can help regulate respiration during recovery.
تنفس آهسته میتواند به تنظیم تنفس در دورهٔ بازیابی کمک کند.
Rapid respiration may be a sign of distress.
تنفس سریع ممکن است نشانهٔ ناراحتی جسمی باشد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگوهای روزمره breathing رایجتر است؛ respiration در پزشکی و علوم کاربرد فراوانی دارد.
