مربوط به نفس کشیدن یا اندامهای دستگاه تنفس.
مثالهای طبیعی
The hospital opened a respiratory care unit.
بیمارستان بخش مراقبتهای تنفسی راهاندازی کرد.
Does air pollution worsen respiratory illnesses?
آیا آلودگی هوا بیماریهای تنفسی را بدتر میکند؟
She specializes in respiratory health research.
او در پژوهشهای سلامت تنفسی تخصص دارد.
نکتهٔ کاربردی
respiratory صفت مربوط به تنفس است و respiration نام خودِ فرایند تنفس.
