respite
C1اسم/US /rˈɛspɪt/ RĔSP-ĭt; UK /rˈɛspɪt/ RĔSP-ĭt/
مهلت، فرجه دادن، ضرب الاجل
JadoLearn Dictionary
معنی respite به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مهلت، فرجه دادن، ضرب الاجل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مکث کردن، درنگ کردن، وقف
فترت، فرجه، خلال
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
دیر کرد، تانی، درنگ
تعویق، تاخیر
سکون، توقف گاه، ماندن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.