معنی ۱neutral · 95%
پاسخ یا واکنشی به چیزی که گفته، پرسیده یا انجام شده است
مثالهای طبیعی
I received a response to my email yesterday.
دیروز پاسخی به ایمیلم دریافت کردم.
The survey received more than five hundred responses.
این نظرسنجی بیش از پانصد پاسخ دریافت کرد.
Her response surprised everyone in the room.
واکنش او همهٔ افراد داخل اتاق را غافلگیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
پیش از سؤال، پیام، رویداد یا عملی که به آن پاسخ یا واکنش داده میشود از response to استفاده کن.

