دارای وظیفهٔ رسیدگی یا انجام چیزی
مثالهای طبیعی
She is responsible for customer complaints.
او مسئول رسیدگی به شکایتهای مشتریان است.
He is responsible for organizing the event.
او مسئول سازماندهی رویداد است.
Who is responsible for this department?
چه کسی مسئول این بخش است؟
نکتهٔ کاربردی
برای بیان وظایف از `responsible for + noun/-ing` استفاده میشود.

