معنی ۱neutral · 95%
برای مدتی کار یا حرکت را متوقف کردن تا آرام شوی یا انرژی بگیری.
مثالهای طبیعی
We rested for ten minutes.
ما ده دقیقه استراحت کردیم.
You should rest today.
امروز باید استراحت کنی.
She is resting after the game.
او بعد از بازی در حال استراحت است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی فعالیت را متوقف میکنی تا آرام شوی یا انرژی بگیری از rest استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— برای مدتی استراحت کردن

