شخصی که رستورانی را اداره میکند یا مالک آن است.
مثالهای طبیعی
The restaurateur opened a second café downtown.
آن صاحب رستوران دومین کافهاش را در مرکز شهر افتتاح کرد.
Local restaurateurs criticized the proposed tax.
رستورانداران محلی از مالیات پیشنهادی انتقاد کردند.
How did she become a successful restaurateur?
او چطور رستوراندار موفقی شد؟
نکتهٔ کاربردی
املای استاندارد restaurateur است؛ در آن پس از au حرف n اضافه نمیشود.
