فرایند تعمیر، بازسازی یا بازگرداندن چیزی به وضعیت پیشین یا بهتر
مثالهای طبیعی
Restoration of the theatre will take nearly two years.
مرمت تئاتر نزدیک به دو سال طول خواهد کشید.
The restoration of wetlands improved local biodiversity.
احیای تالابها تنوع زیستی محلی را بهبود داد.
The painting underwent a careful restoration last winter.
این نقاشی زمستان گذشته تحت مرمتی دقیق قرار گرفت.
نکتهٔ کاربردی
`restoration` بر بازگرداندن چیزی آسیبدیده، تغییرکرده یا رهاشده به وضعیت قبلی یا سالمتر تأکید دارد.
