شخصی که بهطور حرفهای اشیا، آثار هنری یا بناهای قدیمی و آسیبدیده را مرمت یا حفظ میکند.
مثالهای طبیعی
The restorer carefully removed dust from the medieval painting.
مرمتگر با دقت گردوغبار را از روی تابلوی نقاشیِ قرونوسطایی زدود.
A skilled restorer can preserve damaged wooden furniture.
مرمتگری ماهر میتواند مبلمان چوبیِ آسیبدیده را حفظ کند.
Several restorers examined the mural before proposing repairs.
چند مرمتگر پیش از پیشنهاد تعمیرات، نقاشی دیواری را بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
restorer بر حفظ یا ترمیم چیزی که از پیش وجود دارد تأکید میکند؛ maker کسی است که شیئی تازه میسازد.
