با نگه داشتن فیزیکی، جلوی حرکت یا اقدام شخص یا حیوانی را گرفتن.
مثالهای طبیعی
The owner gently restrained the dog during its examination.
صاحب سگ هنگام معاینه، آن را بهآرامی مهار کرد.
Security guards restrained a man who rushed the stage.
مأموران امنیتی مردی را که به سمت صحنه دویده بود مهار کردند.
The patient was restrained to prevent immediate injury.
بیمار را برای جلوگیری از آسیب فوری مهار کردند.
نکتهٔ کاربردی
مهار فیزیکی با راهنمایی معمولی یا درخواست ایستادن تفاوت دارد.
