معنی ۱neutral · 90%
قانون، شرط یا حدی که آنچه مجاز است را کنترل میکند
مثالهای طبیعی
The country introduced new travel restrictions last week.
این کشور هفتهٔ گذشته محدودیتهای سفر جدیدی وضع کرد.
This restriction applies only to users under eighteen.
این محدودیت فقط برای کاربران زیر هجده سال اعمال میشود.
Visitors can enter the park without restriction.
بازدیدکنندگان میتوانند بدون محدودیت وارد پارک شوند.
نکتهٔ کاربردی
`Restriction` چیزی را محدود میکند؛ `ban` معمولاً آن را کاملاً متوقف میکند.

