قدرت گرفتن یا رونق دوبارهٔ چیزی پس از دورهای از افول، کاهش فعالیت یا محبوبیت.
مثالهای طبیعی
There has been a resurgence of interest in traditional crafts.
علاقه به صنایعدستی سنتی دوباره رونق گرفته است.
The region experienced a resurgence in tourism after reopening.
پس از بازگشایی، گردشگری در آن منطقه بار دیگر رونق گرفت.
A sudden resurgence of infections concerned local doctors.
افزایش ناگهانیِ دوبارهٔ موارد ابتلا پزشکان محلی را نگران کرد.
نکتهٔ کاربردی
resurgence به بازگشت و افزایش پس از افت اشاره دارد؛ برای رشد یکنواخت و بدون دورهٔ افول، steady growth مناسبتر است.
