شخص یا موجودی مرده را دوباره زنده کردن.
مثالهای طبیعی
In the novel, a spell resurrects the fallen king.
در رمان، افسونی پادشاه کشتهشده را دوباره زنده میکند.
The legend says a god resurrected the warrior.
طبق افسانه، خدایی آن جنگجو را از مرگ بازگرداند.
Can the hero be resurrected before sunrise?
آیا میتوان قهرمان را پیش از طلوع آفتاب دوباره زنده کرد؟
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد حقیقی یا داستانی، resurrect بازگرداندن زندگی پس از مرگ است؛ recover یعنی پس از بیماری یا آسیب بهبود یافتن.
