حفظ کردن؛ نگه داشتن.
مثالهای طبیعی
The company wants to retain experienced staff.
شرکت میخواهد کارکنان باتجربه را حفظ کند.
Try to retain the main idea, not every detail.
سعی کن ایدهٔ اصلی را به خاطر بسپاری، نه تکتک جزئیات را.
The old building retained its original character.
ساختمان قدیمی ویژگیهای اصیلش را حفظ کرد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «retain information»، «retain» در معنای «حفظ کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
