در واکنش به آسیب، حمله یا رفتار ناعادلانهٔ پیشین، عمداً به کسی یا گروهی آسیب رساندن یا علیه او اقدام کردن.
مثالهای طبیعی
Employees feared their manager would retaliate against whistleblowers.
کارکنان نگران بودند مدیرشان از افشاگران تخلف انتقام بگیرد.
She refused to retaliate after the insulting message.
او پس از دریافت آن پیام توهینآمیز حاضر نشد تلافی کند.
The country retaliated with restrictions on imports.
آن کشور با اعمال محدودیت بر واردات، اقدام تلافیجویانه کرد.
نکتهٔ کاربردی
retaliate لازم است؛ برای معرفی فردی که هدفِ اقدام قرار میگیرد از against استفاده کنید. این فعل بر واکنش تلافیجویانه تأکید دارد، نه هر نوع پاسخ ساده.
