کندشدن یا بهتأخیرافتادن رشد، پیشرفت یا تکامل چیزی.
مثالهای طبیعی
Cold weather caused retardation of seedling growth.
هوای سرد باعث کندشدن رشد نشاها شد.
Funding shortages contributed to the project’s retardation.
کمبود بودجه در کندشدن پیشرفت پروژه نقش داشت.
Researchers measured growth retardation in polluted soil.
پژوهشگران کندی رشد را در خاک آلوده اندازهگیری کردند.
نکتهٔ کاربردی
در اشاره به انسان، اصطلاح قدیمی mental retardation منسوخ و انگزننده است؛ باید از اصطلاحات محترمانه و امروزی استفاده کرد.
