توانایی یا اقدام یک سازمان برای حفظ کارکنان، مشتریان یا منابع موجود در طول زمان.
مثالهای طبیعی
Flexible hours have improved employee retention.
ساعتهای کاری شناور باعث بهبود نگهداشت کارکنان شدهاند.
Our customer retention increased after the redesign.
پس از بازطراحی، میزان حفظ مشتریان ما افزایش یافت.
The principal made teacher retention a priority.
مدیر مدرسه حفظ معلمان را به یک اولویت تبدیل کرد.
نکتهٔ کاربردی
Retention نشان میدهد سازمان چقدر در حفظ افراد موفق است؛ recruitment به جذب افراد تازه مربوط میشود.
