معنی ۱neutral · 90%
دورهٔ زندگی پس از اینکه فرد برای همیشه کارِ منظمِ دارای دستمزد را متوقف میکند
مثالهای طبیعی
They hope to travel more during retirement.
آنها امیدوارند در دوران بازنشستگی بیشتر سفر کنند.
Saving early can make retirement more comfortable.
پسانداز زودهنگام میتواند بازنشستگی را راحتتر کند.
He took up painting after retirement.
او پس از بازنشستگی نقاشی را شروع کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Retirement` اغلب به مرحلهٔ زندگی پس از کار اشاره دارد؛ `retire` فعل آن است.

