برای بهتر کردن تصویر یا سطح، تغییرهای کوچک اعمال کردن.
مثالهای طبیعی
The photographer retouched the portrait carefully.
عکاس عکس پرتره را با دقت رتوش کرد.
Please retouch the scratched area before delivery.
لطفاً پیش از تحویل قسمت خراشیده را ترمیم کن.
Can you retouch this picture without changing her face?
میتوانی این عکس را بدون تغییر دادن چهرهٔ او رتوش کنی؟
نکتهٔ کاربردی
retouch به اصلاحات جزئی گفته میشود و الزاماً به معنی تحریف واقعیت نیست.
