معنی ۱neutral · 89%
از خطر، فشار، درگیری یا تماس عقب رفتن یا دور شدن
مثالهای طبیعی
The troops retreated before dawn.
نیروها پیش از سپیدهدم عقبنشینی کردند.
Investors retreated from riskier assets after the warning.
سرمایهگذاران پس از هشدار از داراییهای پرریسکتر عقب نشستند.
She retreated into silence when challenged.
وقتی به چالش کشیده شد، در سکوت فرو رفت.
نکتهٔ کاربردی
`retreat` معمولاً با عبارتی میآید که مبدأ، مقصد یا وضعیت ورود را نشان میدهد.
