معنی ۱neutral · 90%
چیزی را که ذخیره، گم یا غیرقابلدسترس بوده پیدا، بازیابی یا برگرداندن
مثالهای طبیعی
The system retrieved the archived records within seconds.
سامانه ظرف چند ثانیه سوابق بایگانیشده را بازیابی کرد.
Divers retrieved equipment from the wreck.
غواصان تجهیزات را از لاشه بیرون آوردند.
She retrieved her passport from the hotel safe.
او گذرنامهاش را از گاوصندوق هتل برداشت.
نکتهٔ کاربردی
`retrieve` بهویژه برای اطلاعات ذخیرهشده از `get back` رسمیتر یا فنیتر است.
