معنی ۱formal · 88%
بازگردانندهٔ شرایط یا شیوههای قدیمیتر و نامطلوبتر.
مثالهای طبیعی
Teachers called the proposed restrictions retrogressive.
معلمان محدودیتهای پیشنهادی را پسرونده خواندند.
The law marked a retrogressive step for equal rights.
این قانون برای حقوق برابر، گامی به عقب بود.
Why adopt such retrogressive practices after years of progress?
پس از سالها پیشرفت، چرا باید چنین روشهای عقبگردآمیزی را به کار گرفت؟
نکتهٔ کاربردی
اغلب در نقدهای سیاسی و اجتماعی با بار منفی به کار میرود.
