معنی ۱neutral · 85%
گردهمایی کسانی که پس از مدتی دوری دوباره همدیگر را میبینند
مثالهای طبیعی
Our class reunion is next Saturday.
گردهمایی همکلاسیهای سابق ما شنبهٔ آینده است.
The reunion with my cousins was wonderful.
دیدار دوباره با عموزادههایم فوقالعاده بود.
Will you join us for the reunion?
برای این گردهمایی به ما ملحق میشوی؟
نکتهٔ کاربردی
Reunion اسم یک رویداد یا دیدار است؛ فعل متناظر آن reunite است.
ترکیبهای رایج
— دیدار دوبارهٔ اعضای خانواده پس از مدتی دوری
