با تغییر دادن طراحی، ساختار یا شیوهٔ کارِ چیزی، آن را بهطور چشمگیر نوسازی و بهبود دادن.
مثالهای طبیعی
The team revamped the website to improve navigation.
تیم برای بهتر شدن مسیریابی، وبسایت را بازطراحی کرد.
The museum plans to revamp its membership programme.
موزه قصد دارد برنامهٔ عضویت خود را بهطور اساسی نوسازی کند.
Our onboarding process is being revamped after staff feedback.
پس از دریافت بازخورد کارکنان، فرایند آشنایی نیروهای تازه با سازمان در حال بازطراحی است.
نکتهٔ کاربردی
revamp از رفع یک ایراد کوچک فراتر میرود و معمولاً بر مجموعهای از تغییرات چشمگیر برای بهبود چیزی موجود دلالت دارد.
