معنی ۱neutral · 86%
لحظهای که چیزی تا آن زمان پنهان، برای نخستین بار به تماشاگران نشان داده میشود.
مثالهای طبیعی
The final reveal of the kitchen surprised the owners.
رونمایی نهایی از آشپزخانه صاحبان خانه را شگفتزده کرد.
Everyone gathered for the big reveal.
همه برای رونمایی بزرگ جمع شدند.
The reveal left the audience speechless.
رونمایی تماشاگران را مبهوت کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم بیشتر غیررسمی است و در سرگرمی، برنامههای بازسازی و اعلام خبر استفاده میشود؛ فعل reveal کاربرد عامتری دارد.
