شادمانی و خوشگذرانیِ پرشور و پرسروصدای گروهی از مردم در یک جشن، اغلب همراه با موسیقی یا رقص.
مثالهای طبیعی
Music and revelry filled the streets after the final.
پس از مسابقهٔ نهایی، موسیقی و شادیِ پرهیاهو خیابانها را فرا گرفت.
The neighbours complained about late-night revelry.
همسایهها از جشن و پایکوبیِ دیروقت شکایت کردند.
Amid the revelry, he stepped outside for some quiet.
او در میانهٔ شادی و هیاهو بیرون رفت تا کمی در آرامش باشد.
نکتهٔ کاربردی
revelry معمولاً جشنوشادیِ جمعی و پرهیاهو را توصیف میکند، نه صرفاً احساس رضایت یا شادیِ آرامِ یک فرد.
