معنی ۱neutral · 90%
پولی که یک کسبوکار، سازمان یا دولت از فعالیتهای خود دریافت میکند
مثالهای طبیعی
The company increased revenue by twelve percent.
درآمد شرکت دوازده درصد افزایش یافت.
Tax revenue funds many public services.
درآمد مالیاتی بسیاری از خدمات عمومی را تأمین مالی میکند.
Advertising revenues fell while subscription income increased.
درآمدهای تبلیغاتی کاهش یافت، در حالی که درآمد اشتراک افزایش پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Revenue` پولی است که پیش از کسر هزینهها وارد میشود؛ `profit` چیزی است که پس از کسر هزینهها باقی میماند.

