معنی ۱formal · 88%
دارای صدای بازتابیافته و طنین یا پژواکی که مدتی باقی میماند.
مثالهای طبیعی
The reverberant hall made every note linger.
تالار پرپژواک باعث میشد طنین هر نت در فضا بماند.
Our voices sounded reverberant inside the empty church.
صدای ما درون کلیسای خالی طنیندار به گوش میرسید.
Visitors noticed the stairwell’s reverberant acoustics.
بازدیدکنندگان متوجه آکوستیک پرپژواکِ راهپله شدند.
نکتهٔ کاربردی
در موسیقی، معماری و توصیف فضاهای پرطنین یا پرسروصدا به کار میرود.
