احترام عمیقی که در آن فرد یا چیزی بسیار ارزشمند و شایستهٔ حرمت دانسته میشود.
مثالهای طبیعی
Visitors approached the memorial with quiet reverence.
بازدیدکنندگان با احترامی خاموش به یادمان نزدیک شدند.
Her grandchildren showed reverence for their grandmother’s wisdom.
نوههایش برای خردِ مادربزرگشان احترام عمیقی قائل بودند.
The old sanctuary inspired reverence among the visitors.
آن نیایشگاه قدیمی در بازدیدکنندگان حس حرمت و احترام برمیانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
reverence معمولاً احساس احترام عمیق را بیان میکند، نه چند رفتار مؤدبانهٔ جداگانه؛ در این معنا غیرقابلشمارش است.
