بار دیگر به جایی رفتن که قبلاً از آن بازدید شده است
مثالهای طبیعی
We revisited the village after ten years.
ما بعد از ده سال دوباره به آن روستا رفتیم.
She wants to revisit the museum with her daughter.
او میخواهد دوباره همراه دخترش از موزه دیدن کند.
Some travelers regularly revisit their favorite cities.
بعضی مسافران مرتب به شهرهای محبوبشان برمیگردند.
نکتهٔ کاربردی
visit لزوماً بازدید قبلی را نمیرساند، اما revisit نشان میدهد قبلاً هم به آنجا رفتهاند.
