معنی ۱neutral · 86%
اقدام سازمانیافته برای مقاومت در برابر صاحبان قدرت.
مثالهای طبیعی
A revolt broke out against the colonial government.
شورشی علیه حکومت استعماری آغاز شد.
The army suppressed the revolt after three days.
ارتش پس از سه روز شورش را سرکوب کرد.
Several revolts changed the region’s history.
چند شورش مسیر تاریخ منطقه را تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
شورش ممکن است خشونتآمیز یا بدون خشونت باشد؛ uprising واژهای نزدیک به آن است.
