احساس ناگهانی یا بسیار شدیدِ انزجار و بیزاری.
مثالهای طبیعی
Viewers expressed revulsion at the cruel treatment of animals.
بینندگان انزجار خود را از رفتار بیرحمانه با حیوانات ابراز کردند.
He stepped back in revulsion when he saw the mess.
وقتی آن آشفتگی و کثیفی را دید، با انزجار عقب رفت.
The speaker described her revulsion toward the discriminatory policy.
سخنران از بیزاری عمیق خود نسبت به آن سیاست تبعیضآمیز گفت.
نکتهٔ کاربردی
revulsion از dislike شدیدتر است و غالباً با at برای عامل برانگیزانندهٔ انزجار یا toward برای موضوع آن همراه میشود.
