معنی ۱neutral · 88%
کسی که واژهها یا بیتهای همقافیه میسازد.
مثالهای طبیعی
The young rhymer delighted the audience with playful couplets.
قافیهپرداز جوان با دوبیتیهای بازیگوشانهاش تماشاگران را شاد کرد.
She is a skilled rhymer with a gift for rhythm.
او قافیهپردازی ماهر است و استعداد خوبی در وزن و آهنگ دارد.
Two rhymers collaborated on the festival song.
دو قافیهپرداز برای ساخت ترانهٔ جشنواره با هم همکاری کردند.
نکتهٔ کاربردی
اسمی شمارشپذیر است؛ املای معیار این معنی rhymer است، نه شکل قدیمی rimer.
