یکی از استخوانهای خمیدهٔ دور سینه که از قلب و ریهها محافظت میکنند.
مثالهای طبیعی
He broke a rib during the match.
او هنگام مسابقه یکی از دندههایش را شکست.
There is pain just below my ribs.
درست زیر دندههایم درد دارم.
Each rib curves around part of the chest.
هر دنده دور بخشی از قفسهٔ سینه خم میشود.
نکتهٔ کاربردی
انسانها معمولاً دوازده جفت دنده دارند. Rib قابلشمارش است و شکل جمع آن ribs است.
