معنی ۱neutral · 90%
دانههای کوچک سفید یا قهوهای که مردم آنها را میپزند و میخورند.
مثالهای طبیعی
I would like some rice with my chicken.
من کمی برنج با مرغ خودم میخواهم.
The rice is cooking in the kitchen.
برنج در آشپزخانه در حال پختن است.
We eat rice almost every day.
ما تقریباً هر روز برنج میخوریم.
نکتهٔ کاربردی
Rice معمولاً غیرقابلشمارش است، بنابراین برای صحبت دربارهٔ مقدار آن از some rice یا a bowl of rice استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— برنجی که با سرخکردن همراه با مواد دیگر پخته میشود

