معنی ۱neutral · 84%
کسی که معماهای پرسشگونه و رازآلود میسازد یا از دیگران میپرسد.
مثالهای طبیعی
The riddler challenged children to solve a difficult question.
معماگو کودکان را به حل پرسشی دشوار دعوت کرد.
A mysterious riddler guarded the bridge in the story.
در داستان، معماگویی مرموز نگهبان پل بود.
Experienced riddlers often hide clues in ordinary descriptions.
معماسازان باتجربه اغلب سرنخها را در توصیفهای معمولی پنهان میکنند.
نکتهٔ کاربردی
riddler کسی است که معما را طرح یا ابداع میکند؛ شخصی که به آن پاسخ میدهد solver یا contestant است.
