معنی ۱neutral · 95%
سفری با وسیلهٔ نقلیه، دوچرخه یا روی حیوان
مثالهای طبیعی
Let's go for a bike ride after lunch.
بعد از ناهار برویم دوچرخهسواری.
The ride home took about thirty minutes.
مسیر برگشت به خانه حدود سی دقیقه طول کشید.
We enjoyed several horse rides in the mountains.
ما از چند اسبسواری در کوهستان لذت بردیم.
نکتهٔ کاربردی
a ride خودِ سفر را بیان میکند. نوع وسیله میتواند پیش از ride بیاید، مانند bike ride یا horse ride.
ترکیبهای رایج
— دوچرخهسواری یا سفری با دوچرخه

