سوار دوچرخه، موتورسیکلت، حیوان یا وسیلهای مشابه شدن و با آن حرکت کردن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
سوار شدن
Deutsch
fahren
Հայերեն
հեծնել
hetsnel
مثالهای طبیعی
I ride my bike to school.
من با دوچرخه به مدرسه میروم.
She rides a horse every weekend.
